آیا هدف وسیله را توجیه میکند؟ (چه سوال بی ربطی!)

در مورد شما اطلاعی ندارم ولی از زمان کودکی یادم هست که همیشه این جمله برایم تکرار میشد که هدف وسیله را توجیه نمی کند. به این معنا که اگر نتیجه نهایی خیلی مطلوبی گرفته شود ولی روش مورد استفاده برای رسیدن به این هدف

بیشتر بخوانید
توجیهی از جنس سرپوش برای این روز ها

زمانی که این وبلاگ را آغاز کردم- که زمان زیادی هم از آن نمی گذرد- تصمیم داشتم که حداقل هفته ای یک پست جدید بنویسم. این روزها اقدام به انجام کاری کرده ام که همه اطرافیانم شانس کمی برای موفقیتم متصور بودند. و البته پلن

بیشتر بخوانید
آن که امید ندارد، هیچ ندارد

پیش نوشت ۱: دارم به فصل های پایانی کتاب “ماندن در وضعیت آخر” نزدیک میشوم. جایی که جمله ای از کی‌یرکگور فیلسوف دانمارکی نقل قول شده که به راحتی نمیتوان از آن عبور کرد:

کسی که در قایق پارو می زند پشتش به طرف هدفی

بیشتر بخوانید
با موجودات بی جان هم با احترام برخورد کن

مدت زمانی است که هر روز یک صفحه از فایل پی دی افی تحت عنوان دیر آموخته ها را مطالعه میکنم. هر صفحه عمدتاٌ شامل دو یا سه جمله بیشتر نیست. جملاتی که آقای شعبانعلی در زندگی و پس از پرداخت هزینه های زیاد

بیشتر بخوانید
تا به سرت نیاد باورش نمیکنی (۳)

پی نوشت: داشتم می گفتم که چرا فکر میکنم تا موضوعی به سرم نیاد باورش نمیکنم.
نمیدانم تا به اینجای کار توانسته ام بگویم که منظورم از این جمله چیست یا نه. منظورم از این که “به سرت بیاد” این است که من مطلبی مفید

بیشتر بخوانید
تا به سرت نیاد باورش نمیکنی (۲)

در قسمت اول  این مطلب در مورد جمله عنوان متن گفتم و این که فکر میکنم اگر در مورد آن صحبت کنیم احتمالا برایمان جالب باشد. ادامه ماجرا را پی میگیریم.
نمیدانم فیلم جنگجوی صلح طلب (Peaceful Warrior) را دیده اید یا نه ولی اگر

بیشتر بخوانید
تا به سرت نیاد باورش نمیکنی (۱)

در میانه مطالعه کتاب “ماندن در وضعیت آخر” به جمله ای برخوردم که خیلی برایم تامل برانگیز بود.(نقل به مضمون)
در دفتر کار ما تابلویی نصب شده که بر روی آن نوشته شده “تا به سرت نیاد باورش نمیکنی. این گفته البته علمی نیست ولی

بیشتر بخوانید
چرا می ترسیم؟ (۲)

پی نوشت: در نوشته قبل از آشنایی ام با رومن پین در سایت متمم و ایده راه اندازی این وبلاگ گفتم. در ادامه روایتم را از آن نوشته و نظرات کاربران آن و چیزهایی که به ذهنم رسید را می گویم. شاید برای شما هم مفید باشد.
گفتم

بیشتر بخوانید
آغاز این وبلاگ: چرا می ترسیم؟ (۱)

دوست دارم بنویسم که چرا و از کجا این وبلاگ آغاز می شود. شاید سال ها بعد برای خودم هم جذاب باشد.
داستان از این جا با آشنایی من با رومن پین (Roman Payne) آغاز میشود که پس از خواندن چند جمله ای از حرف های او احساس کردم

بیشتر بخوانید